![]()
![]() |
[Menu_Title]
آستان مقدس حضرت ابوالفضل(ع) تاریخ مشترکی با آستانه سیدالشهداء ابیعبداللهالحسین(ع) دارد و یکی از مهمترین زیارتگاههای شیعیان جهان است. حضرت ابوالفضل العباس(ع)، که به امر برادرش سیدالشهداء(ع) به منظور تهیه آب برای خیمهگاه خاندان نبوت به آبشخور فرات رفته بود، در یک جنگ دلیرانه در کنار نهر علقمی به شهادت رسید و به علت دوری محل شهادت وی از خیمهگاه سیدالشهداء(ع) و میدان نبرد و نیز شدت یافتن جنگ، پیکر مطهر او در همان محل باقی ماند و سپس همانجا نیز به خاک رفت. بنیاسد، اولین کسانی بودند که قبر مطهر آن حضرت را به شکلی بارز و برجسته بنا کردند که آثار آن از بین نرود. اولین زائران این آستانه مطهر نیز نخست عبیدالله فرزند حرّ جعفی، از برجستگان شیعه در کوفه و سپس در بیستم صفر سال 62 ق. صحابی مشهور جابر بن عبدالله انصاری بودند. عمارت اول: مختار ثقفی در سال 66 قمری، با کمک جمعی از اعراب و نیز ایرانیان که از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) بودند به خونخواهی سیدالشهداء(ع) قیام کرد و در دوران قدرت و حکومت او (توسط خود وی یا دیگر شیعیان) اولین عمارت آستانه بنا گشت و این عمارت و به طور کلی تمام شهر کربلا کم کم رو به آبادانی نهاد، ولی هارون الرشید در سال 170 قمری دستور خراب کردن آن را داد. عمارت دوم : مأمون، که در سال 198 قمری قدرت را به دست گرفت، بر خلاف سیاست پدر خود و برای جلب رضایت و کمک شیعیان خراسان، برخورد دوستانهای با شیعیان در پیش گرفت، لذا محبان خاندان عصمت و طهارت این فرصت تاریخی را مغتنم شمردند و بدینگونه، عمارت دوم آستانه در عصر مأمون انجام گرفت. در سال 232 قمری متوکل عباسی بر مسند خلافت نشست. وی که نسبت به شیعیان و آل ابی طالب عناد خاصی داشت، دستور داد آستانه حضرت سیدالشهداء(ع) و ابوالفضل العباس(ع) بلکه تمامی شهر کربلا را خراب کردند و پس از تخریب، تمامی منطقه را شخم زدند و به آن آب بستند. عمارت سوم : المنتصر، خلیفه عباسی، بر خلاف سیاست پدر خود ـ متوکل ـ با شیعیان روش دوستانه و صمیمانهای داشت. وی اموال زیادی بین علویین تقسیم کرد و حکم به تعمیر بنای شهر کربلا و آستانه ابوالفضل العباس(ع) داد. در نتیجه، کربلا در عصر او رونق یافت و زائرین آن بقاع مطهر از اطراف و اکناف به سوی این شهر مقدس سرازیر گشتند. عمارت چهارم : در سال 367 ق. عضدالدوله دیلمی وارد بغداد شد، سپس به زیارت کربلا و نجف شتافت و دستور داد مرقد عظیم و با شکوهی برای حضرت ابوالفضلالعباس(ع) بنا کنند. بنای مزبور در سال 367 قمری آغاز شد و در سال 372 پایان یافت و عمارت امروزه آستانه مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) از عضدالدوله است که از شکوه و عظمت خاصی برخوردار است. در عصر جلایریان : پس از تأسیس دولت جلایریان در ایران و به قدرت رسیدن شیخ حسن ایلکانی در سال 740 قمری، سلطان اویس (فرزند شیخ حسن) تعمیرات را در این آستانه مطهر شروع نمود که در عصر فرزندش، سلطان احمد، در سال 786 پایان یافت و هدایای زیادی از ایران به آستانه مزبور ارسال شد. در عصر صفویه : شاه اسماعیل صفوی بنیانگذار حکومت شیعی صفویه، روی 25 جمادی الثانی 914 قمری فاتحانه وارد بغداد گشت و مورد استقبال بینظیر شیعیان قرار گرفت. وی سپس در روز بعد، یعنی 26 جمادی الثانی، به سمت کربلا حرکت کرد و یک شبانه روز در حرم ابی عبدالله الحسین(ع) معتکف گشت، آنگاه به آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) شتافت و دستور تعمیرات وسیعی را در آن آستانه صادر نمود و دوازده قندیل از طلای خالص به نام دوازده امام را که با خود آورده بود به حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) اهدا کرد و تمامی حرم مطهر و رواقها را با فرش گرانبهای ابریشم بافت اصفهان مفروش نمود و خدمه مخصوصی نیز برای نگاهداری و روشنایی قندیل آستانه استخدام کرد که تبار آن امروزه با عنوان (آل قندیل) در کربلا شهرت دارد. اسماعیل صفوی، همچنین دستور کاشیکاری گنبد صادر کرد که تا سال 1302 قمری کاشیکاری باقی بود. در عصر نادرشاه افشار: در سال 1153 قمری نادرشاه هدایای زیادی به آستانه حضرت عباس(ع) ارسال داشت و تعمیرات وسیعی در آن بارگاه ملکوتی انجام گرفت. در عصر وهابیان: در 18 ذی الحجة الحرام سال 1216 قمری، که انبوه مردم برای درک زیارت عید غدیر از کربلا به نجف اشرف رفته بودند، سعود بن عبدالعزیز وهابی فرصت را مغتنم شمرد و با لشگری عظیم به شهر کربلا حمله برد و حکم به تاراج تمامی شهر داد و آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) را نیز خراب کرد و تمامی هدایای سلاطین و ملوک صفویه و نادرشاه و قندیلهای طلا و نقره و غیره را به یغما برد. در عصر قاجاریه: پس از حمله وهابیهای سعودی به کربلا و رسیدن خبر این جنایت وحشتناک به ایران، مردم خیر ایران با همراهی و همدلی دولت وقت ایران (زمان فتحعلی شاه قاجار) کمکهای سخاوتمندانهای به این شهر ماتمزده نمودند و تمامی خرابیهای وارده را ترمیم کردند. آستانه حضرت عباس(ع) نیز به شکل احسن تعمیر گشت و از جمله این تغییرات، نصب ضریح نقره اهدایی فتحلیشاه قاجار بود که در سال 1227 قمری انجام گرفت. تعمیرات آن آستانه مقدسه در طول دوران قاجاریه قطع نشد و ناصرالدین شاه کاشیکاری گنبد را تجدید کرد (در سال 1304 قمری کاشیکاری صحن شریف، و در سال 1305 قمری کاشیکاری گنبد مطهر انجام یافت). همچنین، شیخ عبدالحسین تهرانی، معروف به شیخ العراقین، با استفاده از ثلث میرزاتقی خان امیرکبیر ـ صدر اعظم مشهور ایران ـ تعمیرات وسیعی در آستانه مزبور انجام داد. در عصر حاضر: آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) درحدود سیصد و پنجاه متری شمال شرقی آستانه سیدالشهداء ابی عبدالله الحسین(ع) قرار دارد و در یک میدان بزرگ هر دو آستانه را در برگرفته است. قبر مطهر در وسط حرم شریف واقع شده و بر روی آن صندوق خاتم نفیس اهدایی قرار دارد که با گذشت زمان تعمیراتی روی آن انجام شده است. روی صندوق را ضریح نقرهای پوشانده که به همت بزرگ مرجع جهان تشیع، مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (قدس سره) و با دست هنرمندان ایرانی در اصفهان با به کار بردن چهارصد هزار مثقال نقره خالص و هشت هزار مثقال طلا پس از سه سال کار مداوم در سال 1385 قمری در حرم مطهر نصب گشته است. چهار طرف حرم شریف دارای چهار رواق قرینه است که ابهت خاصی به حرم بخشیده و به یکدیگر منتهی میگردند. سقف و تمامی دیوارهای حرم مطهر و رواقها به دست هنرمندان ایرانی آینهکاری شده و بر فراز ضریح یک گنبد بزرگ بنا گردیده که در سال 1375 قمری طلاکاری آن انجام یافته است. در دو طرف ایوان جنوبی حرم، دو مأذنه (مناره) به شکل زیبایی سر به فلک کشیده است. در قسمت جنوبی حرم یک ایوان سرتاسری سرپوشیده واقع شده است که در وسط آن یک در ِ طلایی میناکاری ساخت اصفهان و در سمت شرق و غرب آن نیز دو در کوچک دیگر واقع است که هر سه در به داخل رواق جنوبی منتهی میشود. آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) دارای یک صحن چهارگوش است که حرم مطهر در وسط آن واقع شده و در چهار طرف صحن حجراتی بنا گشته که در آن جمع کثیری از علمای امامیه و سلاطین و امرای شیعه دفن شدهاند و کاشیکاری موجود در تمامی صحن آستانه، مربوط به عصر قاجاریه و بعد از آن است. صحن شریف دارای هشت در بزرگ ورودی و خروجی است: در قسمت جنوب صحن، در قبله و یا دربالرسول(ص) و در قسمت شمال در ِامام محمد جواد(ع) قرار دارد. قسمت غرب صحن دارای چهار در میباشد: 1. در ِامام حسن(ع) 2. در ِ امام حسین(ع) 3. در ِ امام صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 4. در ِ امام موسی بن جعفر(ع). قسمت شرقی صحن نیز دارای دو در به نامهای در ِامام امیرالمؤمنین(ع) و در ِ امام علی بن موسی الرضا(ع) میباشد. مساحت آستانه ابوالفضل العباس(ع) بالغ بر 4370 متر مربع است و از نظر نقشه و سبک معماری مانند آستانه سیدالشهداء ابیعبداللهالحسین (ع)، منتها کوچکتر از آن است. سقاخانهها در صحن حضرت ابوالفضل(ع) دو سقاخانه عمومی وجود داشته است: 1. یکی از این آبخورگاهها در ضلع شرقی صحن و در مقابل مقبره راجه قرار داشته و بهره هند (طایفهای از اسماعیلیان) آن را نوسازی کرده بودند و در جوار آن نیز دو درخت میوه و یک درخت سدر بوده است. 2. دیگری در ضلع غربی، در جوار باب السوق بوده و در نزدیک آن دو درخت خرما وجود داشته است. البته امروزه از این آبخورگاهها و همچنین از درختان نخل و سدر اثری نیست.
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود هم آدم وهم شیث وهم ادریس و هم الیاس هم صالح پیغمبـر و داوود علی بود شهادت مولی الموحدین حضرت امیر المومنین علی علیه السلام بر تمامی پیروانش تسلیت و تعزیت باد.
مراسم این هفته هیئت عزاداران و سینه زنان حضرت ابوالفضل (ع) اردبیل مداح اهل بیت : حاج حسن یحیوی
شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است محراب، همچو لاله در خون نشسته است فلک نجات و قائمه عرش کردگار از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است آزادمرد صف شکن خیبر و احد چشم از جهان و هر چه در او هست، بسته است مولا چو شمع ز آتش بیداد آب شد تار حیات و رشته عمرش گسسته است «تائب» کسى که درد دل خود به چاه گفت، از قید این جهان تبه کار رسته است
مراسم این هفته هیئت عزاداران و سینه زنان حضرت ابوالفضل (ع) اردبیل مداح اهل بیت : حاج حسن یحیوی
در روز پانزدهم رمضان سال 60 (هـ.ق) حضرت اباعبدالله علیه السلام جناب مسلم بن عقیل علیه السلام را به کوفه روانه کرد . همراه او پاسخ نامه های کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود: « به سوی شما برادر و پسر عمویم ، موثق اهل بیت خویش ، مسلم بن عقیل را فرستادم . اگر او بنویسد برای من که رأی دانایان و بزرگان شما متفق شده بر آنچه در نامه درج کرده اید، به زودی به سوی شما خواهم آمد » منبع : فیض العلام :ص 35.
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشود، و عبادت در يكي از شبهاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «اي بندگان خدا! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي كه نزد خداوند بهترين ماهها است؛ روزهايش بهترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات است. بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل كرامت قرار گرفتيد. در اين ماه، نفسهاي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عملهايتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است. پس با نيتاي درست و دلي پاكيزه، پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.» آن گاه پيامبر اكرم وظيفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به كودكان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.
شيخ اجّل،جعفر بن قولويه قمى به سند معتبر از ابو حمزه ثمالى روايت كرده:امام صادق عليه السّلام فرموده:هرگاه قصد كردى كه قبر عبّاس بن على عليه السّلام را زيارت كنى كه در كنار فرات برابر حاير است،بر در روضه مىايستى و مىگويى: سَلامُ اللَّهِ وَ سَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ [وَ] الزَّاكِيَاتُ الطَّيِّبَاتُ فِيمَا تَغْتَدِي وَ تَرُوحُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الْمُرْسَلِ وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَ الدَّلِيلِ الْعَالِمِ وَ الْوَصِيِّ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ بِمَا صَبَرْتَ ، سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش،و پيامبران مرسلش،و بندگان شايستهاش،و همه شهيدان و صدّيقان و درودهاى پاك و پاكيزه در آنچه مىآيد و مىرود بر تو باد اى فرزند امير مؤمنان،شهادت مىدهم براى حضرتت به تسليم و تصديق و وفا،و خيرخواهى،براى يادگار پيامبر مرسل(درود خدا بر او و خاندانش باد)،و فرزندزاده برگزيده،و راهنماى دانا،و جانشين تبليغگر،و ستمديده غارتزاده،خدا از جانب پيامبر و امير مؤمنان و حسن و حسين(درود خدا بر ايشان)جزايت دهد برترين جزا به خاطر اين كه صبر كردى وَ احْتَسَبْتَ وَ أَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ حَالَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوما وَ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ جِئْتُكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَافِدا إِلَيْكُمْ وَ قَلْبِي مُسَلِّمٌ لَكُمْ وَ تَابِعٌ وَ أَنَا لَكُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ إِنِّي بِكُمْ وَ بِإِيَابِكُمْ [وَ بِآبَائِكُمْ] مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَنْ خَالَفَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ مِنَ الْكَافِرِينَ قَتَلَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ بِالْأَيْدِي وَ الْأَلْسُنِ.و كار خويش را تنها به حساب خدا گذاشتى،و يارى نمودى پس چه نيكو سرانجامى است خانه آخرت.خدا لعنت كند كند كسى را كه كشت،و لعنت كند كسى را كه جاهل بود به حقّت،و حرمتت را سبك شمرد،و خدا لعنت كند كسى را كه بين تو و آب فرات پرده شد،شهادت مىدهم كه تو مظلومانه كشته شدى،و خدا به وعدهاى كه به شما داده وفا مىكند،به سوى تو آمدم اى فرزند امير مؤمنان دارد به محضر شمايم دلم تسليم و پيرو شماست،و خود نيز پيرو شمايم،يارىام براى شما مهيّاست،تا خدا حكم كند،و او بهترين حكمكنندگان است،پس با شمايم تنها با شما نه با دشمن شما،من به شما و بازگشتتان مؤمن،و به آنانكه با شما مخالفت كردند،و شمار را كشتند كافرم،خدا بكشد امّتى را كه شما را با دستها و زبانهايشان كشتند. سپس وارد روضه شو،و خود را به ضريح بچسبان و بگو: السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ أَشْهَدُ وَ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِيُّونَ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ فَجَزَاكَ اللَّهُ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَى جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بِبَيْعَتِهِ وَ اسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَ أَطَاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ، سلام بر تو اى بنده شايسته فرمانبر خدا و رسول خدا،و امير مؤمنان و حسن و حسين(درود خدا بر آنان باد)،سلام و رحمت خدا و بركات و مغفرت و رضوانش بر تو بر روان و تن تو،شهادت مىدهم و خدا را شاهد مىگيرم،كه تو به همان مسيرى رفتى كه اهل بدر رفتند،و در آن راه از دنيا گذشتند،آن مجاهدان در راه خدا،و خيرخواهان براى خدا،در مبارزه با دشمنان خدا،و تلاشگران در يارى اوليايش،آن دفاعكنندگان از عاشقانش،خدا پاداشت دهد،به برترين و بيشترين،و كاملترين پاداش،و وفاكنندهترين پاداش،يكى از آنانكه به بيعت او وفا كرد،و دعوتش را اجابت نمود،و از واليان امر اطاعت كرد أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِي النَّصِيحَةِ وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ الْمَجْهُودِ فَبَعَثَكَ اللَّهُ فِي الشُّهَدَاءِ وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفا وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِي عِلِّيِّينَ [فِي الْعَالَمِينَ] وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِيا بِالصَّالِحِينَ وَ مُتَّبِعا لِلنَّبِيِّينَ فَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ فِي مَنَازِلِ الْمُخْبِتِينَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. شهادت مىدهم،كه در خيرخواهى كوشيدى،و نهايت تلاش را انجام دادى،خدا تو را در زمره شهيدان برانگيزد و روحت را در كنار ارواح نيكبختان قرار دهد،و از بهشتش وسيعترين منزل را به تو عطا كند،و برترين غرفهها را ارزانى نمايد،و نامت را در بالاترين درجات بالا برد،و با پيامبران و صدّيقان و شهدا و شايستگان مشحور نمايد،آنها خوب رفيقانى هستند،شهادت مىدهم كه تو سستى نورزيدى،و باز نايستادى،و بر آگاهى از كارت از دنيا رفتى،در حال پيروى از شايستگان،و پيروى از پيامبران پس خدا بين ما و رسول خود و اوليايش در جايگاهاى فروتنان گرد آورد كه او مهربانترين مهربانان است. مؤلف گويد:خوب است اين زيارت را،پشت سر قبر،به طرف قبله بخوانى،چنانكه شيخ در«تهذيب» چنين فرموده:سپس وارد شو.و خود را با رو به قبر بيانداز،و چنين بگو درحالىكه رو به جانب قبلهاى السّلام عليك ايّها العبد الصّالح و بدان كه زيارت قمر بنى هاشم موافق روايت مذكور،همين بود كه ذكر شد،ولى سيد ابن طاووس و شيخ مفيد و ديگران پس از اين زيارت فرمودهاند كه به سمت بالا سر برو،و دو ركعت نماز بخوان،و بعد از آن هرچه خواهى نماز بجا آور،و بسيار خدا را بخوان و پس از نماز بگو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَدَعْ لِي فِي هَذَا الْمَكَانِ الْمُكَرَّمِ وَ الْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا هَمّا إِلا فَرَّجْتَهُ وَ لا مَرَضا إِلا شَفَيْتَهُ وَ لا عَيْبا إِلا سَتَرْتَهُ وَ لا رِزْقا إِلا بَسَطْتَهُ وَ لا خَوْفا إِلا آمَنْتَهُ وَ لا شَمْلا إِلا جَمَعْتَهُ وَ لا غَائِبا إِلا حَفِظْتَهُ وَ أَدْنَيْتَهُ وَ لا حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ لَكَ فِيهَا رِضًى وَ لِي فِيهَا صَلاحٌ إِلا قَضَيْتَهَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و در اين مكان مكرّم،و زيارتگاه بزرگ،براى من گناهى مگذار جز آنكه بيامرزى،و نه اندوهى جز آنكه برطرف نمايى،و نه بيمارى جز آنكه شفا دهى،و نه عيبى جز آنكه بپوشانى،و نه رزقى جز آنكه بگسترانى،و نه ترسى جز آنكه ايمنى دهى،و نه پراكندگى جز آنكه گرد آورى،و نه دور از نظرى جز آنكه حفظ كنى و ديدارش را نزديك نمايى،و نه حاجتى از حاجتهاى دنيا و آخرت،كه تو را در آن رضايت و مرا در آن مصلحت است جز آنكه برآورى،اى مهربانترين مهربانان. بعد به جانب ضريح بازگرد،و نزد پاهاى مبارك بايست و بگو: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما وَ أَقْدَمِهِمْ إِيمَانا وَ أَقْوَمِهِمْ بِدِينِ اللَّهِ وَ أَحْوَطِهِمْ عَلَى الْإِسْلامِ أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِيكَ فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُوَاسِي فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْكَ الْمَحَارِمَ وَ انْتَهَكَتْ حُرْمَةَ الْإِسْلامِ فَنِعْمَ الصَّابِرُ الْمُجَاهِدُ الْمُحَامِي النَّاصِرُ وَ الْأَخُ الدَّافِعُ عَنْ أَخِيهِ ، سلام بر تو اى ابا الفضل العباس فرزند امير مؤمنان،سلام بر تو اى فرزند سرور جانشينان،سلام بر تو اى فرزند اولين نفر امت در اسلام آوردن،و پيشترينشان در ايمان و استوارترينشان در پاىبندى به دين خدا،و با احتياطترنيشان بر اسلام،شهادت مىدهم كه تو براى خدا و رسولش و برادرت خيرخواهى نمودى،پس چه خوب برادر همدردى بودى،خدا لعنت كند امتى را كه تو را كشت،و لعنت كند امتى را كه به تو ستم روا داشت،و لعنت كند امتى را كه حرمتهاى تو را حلال شمرد،و پرده احترام اسلام را دريد،پس چه نيكو صبركننده،جهادگر حامى،يارىدهنده و برادر دفاعكننده از برادرش بودى، الْمُجِيبُ إِلَى طَاعَةِ رَبِّهِ الرَّاغِبُ فِيمَا زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ مِنَ الثَّوَابِ الْجَزِيلِ وَ الثَّنَاءِ الْجَمِيلِ وَ أَلْحَقَكَ [فَأَلْحَقَكَ] اللَّهُ بِدَرَجَةِ آبَائِكَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ اللَّهُمَّ إِنِّي تَعَرَّضْتُ لِزِيَارَةِ أَوْلِيَائِكَ رَغْبَةً فِي ثَوَابِكَ وَ رَجَاءً لِمَغْفِرَتِكَ وَ جَزِيلِ إِحْسَانِكَ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَ رِزْقِي بِهِمْ دَارّا وَ عَيْشِي بِهِمْ قَارّا وَ زِيَارَتِي بِهِمْ مَقْبُولَةً وَ حَيَاتِي بِهِمْ طَيِّبَةً وَ أَدْرِجْنِي إِدْرَاجَ الْمُكْرَمِينَ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَنْقَلِبُ مِنْ زِيَارَةِ مَشَاهِدِ أَحِبَّائِكَ مُفْلِحا مُنْجِحا قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرَانَ الذُّنُوبِ وَ سَتْرَ الْعُيُوبِ وَ كَشْفَ الْكُرُوبِ إِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، و پاسخدهنده طاعت پروردگارش،و علاقمند به آنچه ديگران به بىرغبت شدند،كه همان پاداش بزرگ،و ستايش زيباست،و خدا تو را به درجه پدرانت،در بهشتهاى پرنعمت ملحق كرد.خدايا معترض زيارت اوليايت شدم به خاطر رغبت در پاداشت،و اميد به آمرزشت،و احسان فراوانت،پس از تو مىخواهم كه بر محمّد و خاندان پاكش درود فرستى،و روزىام را به خاطر ايشان زياد نمايى و زندگىام را به خاطر آنان برقرار دارى،و زيارتم را به حق آنان مقبول قرار دهى،و حياتم را دلپسند فرمايى،و مرا با گروه اهل كرامت همراه نمايى و از كسانى قرار دهى كه از زيارت زيارتگاههاى عاشقانت رستگار و كامياب بازمىگردند،درحالىكه مستوجب آمرزش گناهان،و پوشيدن عيبها،و برطرف شدن گرفتاريها شده باشد،به راستى تو اهل پروا و آمرزشى. چون بخواهى آن حضرت را وداع كنى،به نزد قبر شريف برو،و اين جملات را كه در روايت ابو حمزه ثمالى است،و علماهم ذكر كردهاند بگو: أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَسْتَرْعِيكَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِكِتَابِهِ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اللَّهُمَّ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي قَبْرَ ابْنِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ارْزُقْنِي زِيَارَتَهُ أَبَدا مَا أَبْقَيْتَنِي وَ احْشُرْنِي مَعَهُ وَ مَعَ آبَائِهِ فِي الْجِنَانِ وَ عَرِّفْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَوَفَّنِي عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ وَ الْوِلايَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ يَا رَبِّي بِذَلِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. تو را به خدا مىسپارم و خواستار رعايت توأم،و بر تو سلام مىفرستم،ايمان آورديم به خدا و رسول و كتابش،و به آنچه پيامبر از پيش خدا آورد،خدايا ما را با گواهان اين حوادث بنويس،خدا آن را آخر عهد من از زيارت قبر فرزند برادر رسولت(درود خدا بر او و خاندانش باد)قرار مده،و زيارتش را همواره تا زندهام مىدارى روزى من فرما،و مرا با او و با پدرانش در بهشت محشور گردان،و ميان من و او و رسول و اوليايت شناسايى ايجاد كن.خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بميران،بر پايه ايمان به خود،و باور نسبت به پيامبرت،و ولايت امير مؤمنان و امامان از فرزندانش(درود بر آنان باد)و بيزارى از دشمنانشان،كه من اى پروردگارم همانا به اين امر خشنودم،و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد. پس براى خود،و براى پدر و مادر و مؤمنان و مسلمانان دعا كن،و از دعاها هر دعايى را كه مىخواهى اختيار كن.
مسلخ عشق
قال على عليه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم ولا يلحقهم من كان بعدهم. (3) حضرت على عليه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمىرسند.
صفحات ديگر |
طراحي پوسته از : ايران نقش
تمام حقوق سايت متعلق به : هیئت عزاداران و سینه زنان حضرت اباالفضل (ع) اردبیل مي باشد